بررسی رابطه بلوغ عاطفی و طلاق عاطفی در زنان متأهل شهر تبریز: یک مطالعه توصیفی-همبستگی
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بلوغ عاطفی با طلاق عاطفی در زنان متأهل شهر تبریز و تعیین سهم متغیرهای پیشبین در تبیین تغییرات طلاق عاطفی بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را زنان متأهل ساکن شهر تبریز تشکیل دادند که از میان آنان 100 نفر بهعنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. دادهها با استفاده از مقیاس بلوغ عاطفی سینگ و بهارگاوا و پرسشنامه طلاق عاطفی گاتمن گردآوری شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از شاخصهای آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار و در بخش استنباطی از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. نتایج آمار توصیفی نشان داد که میانگین نمره طلاق عاطفی در شرکتکنندگان 3/03 و انحراف معیار آن 0/44 بود. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که مدل کلی پیشبینی طلاق عاطفی از نظر آماری معنادار است و متغیرهای واردشده به مدل در مجموع 8/3 درصد از واریانس طلاق عاطفی را تبیین میکنند. (R=0/288، R²=0/083، F(2,97)=4/396، p=0/015). با وجود معناداری مدل کلی، بلوغ عاطفی پس از کنترل سایر متغیرهای پیشبین، اثر معناداری بر طلاق عاطفی نداشت (β=0/107، t=1/104، p=0/272). در مقابل، نتایج مدل نشان داد که برخی عوامل رفتاری و ارتباطی، از جمله اعتیاد به فضای مجازی، ممکن است در تبیین طلاق عاطفی نقش برجستهتری داشته باشند. در مجموع، یافتهها نشان میدهند که طلاق عاطفی پدیدهای پیچیده و چندعاملی است و نمیتوان آن را صرفاً بر اساس یک ویژگی درونفردی مانند بلوغ عاطفی تبیین کرد. بنابراین، پیشنهاد میشود در مطالعات آینده، نقش همزمان متغیرهایی مانند کیفیت ارتباط زوجین، رضایت زناشویی، سبک دلبستگی، مهارت حل تعارض، شرایط اقتصادی و الگوی استفاده از فضای مجازی بررسی شود.
اثربخشی مداخله مبتنی بر بازیهای خانوادگی آگاهانه بر افزایش نشاط و انعطاف پذیری خانواده
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر بازیهای خانوادگی آگاهانه بر افزایش نشاط و انعطاف پذیری خانواده انجام شد. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و پیشآزمون، پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه خانوادههای تحت پوشش بهزیستی مراجعه کننده به مراکز مشاوره خانواده در شهر تهران میباشد. روش نمونه گیری تصادفی ساده بود. از جامعه آماری 40 نفر انتخاب و به طور تصادفی نسبی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. گروه آزمایش در 10 جلسه 90 دقیقهای مداخله مبتنی بر بازیهای خانوادگی آگاهانه شرکت کردند. گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. آزمودنیها قبل و بعد از مداخله به پرسشنامه شادکامی آکسفورد و مقیاس انعطافپذیری خانواده شاکری (۱۳۸۲) پاسخ دادند. دادهها با استفاده از روش کوواریانس تحلیل شد. نتایج نشان داد که مداخله مبتنی بر بازیهای خانوادگی آگاهانه میتواند نشاط و انعطاف پذیری خانواده را افزایش دهد. با توجه به یافته ها، میتوان نتیجه گرفت که بازیهای خانوادگی آگاهانه به عنوان یک راهکار کم هزینه، جذاب و کاربردی، پتانسیل بالایی برای مداخله در سطوح پیشگیرانه و درمانی در خانوادههای آسیب پذیر دارد.
رابطه بین سبکهای فرزندپروری و استرس والدینی مادران جوان
فرزندپروری یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر سلامت روان والدین و کیفیت تعامل والد–کودک است و استرس والدینی نیز میتواند عملکرد والدین و رشد روانشناختی کودک را تحت تأثیر قرار دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین سبکهای فرزندپروری و استرس والدینی در مادران جوان انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی–همبستگی بود. جامعه آماری شامل مادران جوان زیر ۳۰ سال دارای فرزند زیر ۶ سال در شهر نیشابور بود که از میان آنان ۲۰۰ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه استرس والدینی آبیدین (PSI) و پرسشنامه سبکهای فرزندپروری بامریند جمعآوری شد. روایی و پایایی هر دو ابزار در مطالعات پیشین تأیید شده است. دادهها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی شامل همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه همزمان در نرمافزار SPSS تحلیل شدند. نتایج نشان داد مدل رگرسیون از نظر آماری معنادار است (P<0.001)، F=31.16) و سبکهای فرزندپروری بهطور مشترک توانستند حدود ۳۲ درصد از واریانس استرس والدینی را تبیین کنند (Adjusted R²=0.31 ، R²=0.32). در میان ابعاد فرزندپروری، تنها سبک فرزندپروری استبدادی پیشبینیکننده معنادار استرس والدینی بود (β=0.51، t=7.68، P<0.001) در حالی که سبکهای مقتدرانه (β=-0.12، P=0.074) ) و سهلگیرانه (β=0.01 ،P=0.847) رابطه معناداری با استرس والدینی نشان ندادند. یافتهها بیانگر آن است که افزایش رفتارهای کنترلگرانه و سختگیرانه والدین با افزایش استرس والدینی همراه است، در حالی که سایر سبکهای فرزندپروری نقش معناداری در پیشبینی این متغیر نداشتند. در مجموع، نتایج این پژوهش بر اهمیت توجه به سبکهای فرزندپروری، بهویژه سبک استبدادی، در طراحی برنامههای آموزشی و مداخلات روانشناختی برای کاهش استرس والدینی در مادران جوان تأکید دارد. همچنین پیشنهاد میشود در پژوهشهای آینده نقش عوامل میانجی مانند حمایت اجتماعی، تنظیم هیجان و وضعیت اقتصادی–اجتماعی در تبیین استرس والدینی مورد بررسی قرار گیرد.
اثربخشی درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر پذیرش بدون قضاوت، مردم آمیزی و احساس امنیت فردی در افراد با اختلال اضطراب فراگیر
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی بر پذیرش بدون قضاوت، مردمآمیزی و احساس امنیت فردی در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بود. این پژوهش به روش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون با گروه گواه انجام شد. از میان افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر مراجعهکننده به یک مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره در شهر تهران، 30 نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) گمارش شدند. پس از ریزش نمونه، دادههای 24 شرکتکننده (12 نفر در هر گروه) مورد تحلیل قرار گرفت. گروه آزمایش طی هشت جلسه 90 دقیقهای درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی همراه با تمرین روزانه در منزل دریافت کرد، در حالی که گروه گواه هیچگونه مداخله فعالی دریافت نکرد. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تکمتغیره تحلیل شدند. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که بین دو گروه در ترکیب متغیرهای وابسته تفاوت معناداری وجود دارد (F(3,17)=15.232، P=0.001، Partial η²=0.877). همچنین، تحلیلهای تکمتغیره نشان داد درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی موجب بهبود معنادار پذیرش بدون قضاوت (F=15.982، P=0.001، Partial η²=0.776)، مردمآمیزی (F=10.414، P=0.002، Partial η²=0.395) و احساس امنیت فردی (F=13.795، P=0.001، Partial η²=0.633) در مقایسه با گروه گواه شد. یافتهها نشان میدهد درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی میتواند با افزایش پذیرش بدون قضاوت، بهبود مردمآمیزی در معنای گرایش به تعاملات اجتماعی و ارتقای احساس امنیت فردی در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر همراه باشد. با این حال، با توجه به حجم نمونه محدود، نبود گروه کنترل فعال، فقدان دوره پیگیری و برخی محدودیتهای روششناختی، نتایج باید با احتیاط تفسیر شوند و انجام مطالعات تصادفی کنترلشده با حجم نمونه بیشتر و دوره پیگیری طولانیتر برای تأیید این یافتهها ضروری است.
مقایسه اثربخشی دو رویکرد بازی مشارکتی و رقابتی بر تبحر حرکتی و خودکارآمدی کودکان مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی دو رویکرد بازیهای مشارکتی و رقابتی بر خودکارآمدی و تبحر حرکتی کودکان دارای نشانههای اختلال هماهنگی رشدی انجام شد. روش پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری شامل دانشآموزان دختر ۹ تا ۱۲ ساله شهرستان خوی در سال تحصیلی ۱۴۰۱–۱۴۰۰ بود. ابتدا غربالگری اولیه با پرسشنامه DCDQ-07 و سپس تأیید عملکرد حرکتی پایین با آزمون MABC-2 انجام شد؛ همچنین بر اساس گزارش والدین و پرونده مدرسه، وجود اختلالات عصبی آشکار، ناتوانی ذهنی و مشکلات شدید بینایی یا پزشکی به عنوان ملاکهای خروج در نظر گرفته شد. از میان افراد واجد شرایط، ۳۶ نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در سه گروه بازیهای مشارکتی، بازیهای رقابتی و گواه قرار گرفتند. گروههای آزمایش طی ۲۴ جلسه ۴۵ دقیقهای، سه جلسه در هفته، برنامه بازیهای مشارکتی یا رقابتی را دریافت کردند و گروه گواه فقط برنامه معمول تربیت بدنی مدرسه را ادامه داد. ابزارهای پژوهش شامل MABC-2 برای غربالگری/تأیید مشکل حرکتی، فرم کوتاه BOT-2 برای سنجش تبحر حرکتی و مقیاس خودکارآمدی کودکان ویلر و لَد بود. دادهها با تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی LSD تحلیل شدند. نتایج نشان داد هر دو رویکرد بازیمحور نسبت به گروه گواه موجب بهبود معنادار خودکارآمدی و تبحر حرکتی شدند، اما بازیهای مشارکتی اثر بیشتری نسبت به بازیهای رقابتی داشتند. این یافتهها نشان میدهد بازیهای مشارکتی میتوانند به عنوان رویکردی کمهزینه و مدرسهمحور برای ارتقای عملکرد حرکتی و باور کارآمدی کودکان دارای نشانههای DCD استفاده شوند؛ با این حال، به دلیل نبود مرحله پیگیری و حجم نمونه محدود، درباره پایداری بلندمدت اثرها باید با احتیاط داوری کرد.
اثر تمرینات ریتمیک بادی پرکاشن بر لذتمندی از فعالیت بدنی و کارکرد اجرایی در دختران ۱۰ تا ۱۲ ساله با کمتوانی ذهنی آموزشپذیر
این مطالعه با هدف بررسی اثر تمرینات ریتمیک بادی پرکاشن بر لذتمندی از فعالیت بدنی و کارکرد اجرایی دختران ۱۰ تا ۱۲ ساله با کمتوانی ذهنی آموزشپذیر انجام شد. پژوهش حاضر از نوع نیمهتجربی با طرح پیشآزمون ـ پسآزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری را همه دانشآموزان دختر ۱۰ تا ۱۲ ساله با کمتوانی ذهنی آموزشپذیرِ مشغول به تحصیل در مدارس استثنایی ابتدایی شهر دزفول در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ تشکیل دادند. از میان آنان، ۲۶ دانشآموز بر اساس معیارهای ورود انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه تجربی و کنترل، هر گروه ۱۳ نفر، قرار گرفتند. لذتمندی از فعالیت بدنی با پرسشنامه Moore و همکاران و کارکرد اجرایی با آزمون برج لندن ارزیابی شد. گروه تجربی به مدت ۶ هفته، هفتهای سه جلسه و هر جلسه ۴۵ دقیقه تمرین بادی پرکاشن دریافت کرد؛ گروه کنترل فعالیتهای معمول خود را ادامه داد. دادهها با آزمون تحلیل کوواریانس و در سطح معناداری ۰/۰۵ تحلیل شدند. نتایج نشان داد که پس از کنترل اثر پیشآزمون، بین دو گروه در نمرات پسآزمون لذتمندی از فعالیت بدنی و کارکرد اجرایی تفاوت معنادار وجود داشت (p < 0.001). با توجه به تفاوتهای اولیه بین گروهها و نبود گزارش میانگینهای تعدیلشده در خروجی اولیه، نتایج باید بهعنوان شواهد مقدماتی از اثرپذیری این متغیرها از مداخله تفسیر شوند. تمرینات بادی پرکاشن میتواند بهعنوان یک مداخله کمهزینه، گروهی و قابل اجرا در مدارس ویژه و مراکز توانبخشی مورد توجه قرار گیرد؛ با این حال، تأیید قطعی اثربخشی آن نیازمند مطالعات بزرگتر، کنترل فعال و پیگیری بلندمدت است.
اثر تمرینات ثبات عصبی عضلانی پویا با رویکرد توانبخشی از راه دور بر تغییرات وزن و انعطافپذیری زنان سالمند چاق
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر تمرینات ثبات عصبی عضلانی پویا با رویکرد توانبخشی از راه دور بر تغییرات وزن و انعطافپذیری زنان سالمند چاق انجام شد. این پژوهش از نوع نیمهتجربی با طرح پیشآزمون-پسآزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل زنان سالمند دارای اضافهوزن و چاق ساکن شهر مشهد در دامنه سنی ۶۰ تا ۷۵ سال بود. نمونه تحقیق شامل ۳۰ نفر با شاخص توده بدنی بالاتر از ۲۵ کیلوگرم بر مترمربع بود که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و پس از غربالگری به صورت تصادفی ساده در دو گروه تجربی (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) تخصیص داده شدند. گروه تجربی به مدت شش هفته و هر هفته سه جلسه، پروتکل تمرینات ثبات عصبی عضلانی پویا را با آموزش اولیه حضوری و پیگیری از راه دور دریافت کرد. متغیرهای وزن، شاخص توده بدنی و انعطافپذیری بالاتنه و پایینتنه در دو مرحله پیشآزمون و پسآزمون اندازهگیری شدند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل کوواریانس با کنترل مقدار پیشآزمون در سطح معنیداری ۰۵/۰ استفاده شد. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که بین دو گروه تجربی و کنترل برای وزن و شاخص توده بدنی (۰۰۱/0=P) اختلاف معنیداری وجود داشت. همچنین برای انعطافپذیری بالاتنه اندام راست و چپ (۰۰۱/0=P) و انعطافپذیری پایین¬تنه اندام چپ و راست (۰۰۱/0=P) نیز اختلاف معنیداری بین دو گروه مشاهده شد. شش هفته تمرینات ثبات عصبی عضلانی پویا با رویکرد توانبخشی از راه دور میتواند با کاهش وزن و شاخص توده بدنی و همچنین بهبود انعطافپذیری بالاتنه و پایینتنه در زنان سالمند دارای اضافهوزن و چاق همراه باشد. با توجه به حجم نمونه محدود، نبود پیگیری بلندمدت و کنترل نشدن کامل رژیم غذایی و فعالیتهای خارج از برنامه، تعمیم بالینی نتایج باید با احتیاط انجام شود.
بازآرایی زیستانرژی میتوکندری در دیابت نوع ۲: تحلیل تطبیقی اثر تمرینات هوازی تداومی و تناوبی بر محور بیوژنز میتوکندری (PGC-1α/TFAM) و همئوستاز فیوژن-فیسیون میتوکندری (MFN1/DRP1) در عضله اسکلتی رتهای دیابتی
اختلال عملکرد میتوکندری در دیابت نوع ۲، یکی از سازوکارهای مهم کاهش ظرفیت متابولیکی عضله اسکلتی است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثر تمرینات هوازی تداومی و تناوبی بر محور بیوژنز میتوکندری شامل PGC-1α و TFAM و بر تعادل فیوژن-فیسیون میتوکندری شامل MFN1 و DRP1 در عضله گاستروکنمیوس رتهای دیابتی انجام شد. در این مطالعه تجربی، رتهای نر ویستار پس از سازگاری محیطی به شش گروه کنترل سالم، سالم + تمرین تداومی، سالم + تمرین تناوبی، کنترل دیابتی، دیابتی + تمرین تداومی و دیابتی + تمرین تناوبی تقسیم شدند (n = 8 در هر گروه). دیابت با رژیم غذایی پرچرب و تزریق درونصفاقی استرپتوزوتوسین القا شد. تمرینات به مدت هشت هفته و پنج جلسه در هفته اجرا شدند. پس از پایان مداخله، عضله گاستروکنمیوس استخراج شد و بیان نسبی ژنهای PGC-1α، TFAM، MFN1 و DRP1 با روش qRT-PCR و محاسبه فرمول ۲ به توان منفی ΔΔCt تحلیل گردید. دیابت نوع ۲ با کاهش بیان PGC-1α، TFAM و MFN1 و افزایش DRP1 همراه بود. هر دو مداخله تمرینی شاخصهای میتوکندریایی را بهبود دادند. تمرین تناوبی افزایش برجستهتری در PGC-1α و TFAM ایجاد کرد؛ در حالی که تمرین تداومی اثر مشخصتری بر تعدیل الگوی MFN1 و DRP1 نشان داد. یافتهها نشان میدهد که ساختار شدت تمرین میتواند مسیرهای متفاوتی از سازگاری میتوکندریایی را در عضله اسکلتی دیابتی فعال کند. با وجود این، به دلیل ماهیت حیوانی مطالعه و نبود برخی جزئیات فنی qRT-PCR در نسخه اولیه، تفسیر کاربردی نتایج باید با احتیاط و پس از تکمیل گزارش روششناسی انجام شود.
دربارهی مجله
نشریه طول عمر هدف دارد درک علمی و کاربرد عملی استراتژیهای تمدید طول عمر و بهبود کیفیت زندگی انسان را ارتقا دهد. با انتشار تحقیقات دقیق و تحت داوری همتا، این نشریه تلاش میکند به یک پلتفرم پیشرو برای انتقال دانش در حوزههای علمی پایه، تحقیقات بالینی، بهداشت عمومی و علوم اجتماعی تبدیل شود. نشریه طول عمر به ترویج همکاریهای بین رشتهای و نوآوری برای مقابله با پیچیدگیهای پیر شدن و ترویج زندگی سالم در طول عمر متعهد است.
شماره کنونی
Articles
-
تأثیر مداخلات رواندرمانی خانوادهمحور بر بهبود عملکرد یادگیری ذهنی کودکان مبتلا به اختلالات روانی بستری در بیمارستان
طناز بوستانچی کاشانی ; علیرضا جرجندی رحمت آبادی * ; مریم افشاری حمید , فاطمه ولی پور صاحبی , مهاباد وطن خواه1-14

