مطالعه تاثیر چابکی سازمانی بر سلامت سازمانی کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان البرز با نقش میانجی خودارزشیابی های مرکزی
هدف از این تحقیق بررسی تاثیر چابکی سازمانی بر سلامت سازمانی کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان البرز با نقش میانجی خودارزشیابی های مرکزی بود. پژوهش حاضر، توصيفي همبستگی می باشد که داده ها به صورت میدانی و از طریق پرسشنامه و به روش میدانی گردآوری شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان البرز به تعداد 215 نفر می باشد که طبق جدول کرجسی و مورگان(1970)، تعداد 136 نفر از کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان البرز به صورت تصادفی طبقهای نسبی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های چابکی سازمانی ژانگ و شریفی (2000)، سلامت سازمانی هوی و همكاران(1996) و خودارزشیابی های جاج و همکاران (2003) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی، آزمون رگرسیون چندگانه و تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد. کلیه محاسبات با استفاده از نرم افزارهای PLS و SPSS انجام شد. نتایج نشان داد که چابکی سازمانی بر سلامت سازمانی و خودارزشیابی های مرکزی در ادارات ورزش و جوانان استان البرز تاثیر دارد و 76/13% از تغییرات سلامت سازمانی و 57/34% از تغییرات خودارزشیابی های مرکزی توسط چابکی سازمانی تبیین میشود. همچنین خودارزشیابی های مرکزی بر سلامت سازمانی در ادارات ورزش و جوانان استان البرز تاثیر دارد و 40/25% از تغییرات سلامت سازمانی توسط خودارزشیابی های مرکزی تبیین میشود. همچنین نتایج آزمون سوبل نشان داد که خودارزشیابیهای مرکزی در رابطه شفافیت سازمانی و چابکی سازمانی بر پاسخگویی سازمانی و سلامت سازمانی نقش میانجی دارد. لذا پیشنهاد می شود فراهمسازی فرصتهای رشد شغلی، بازخوردهای مثبت و طراحی نظام پاداش منصفانه میتواند نقش مؤثری در افزایش خودباوری و احساس ارزشمندی کارکنان ایفا کند.
نقش سبک زندگی سالم و تعامل تغذیه و فعالیت بدنی در کندسازی پیری و ارتقای کیفیت زندگی: مرور نظاممند
پیری فرایندی چندبعدی و تدریجی است که تحت تأثیر برهمکنش پیچیده عوامل زیستی، رفتاری و محیطی شکل میگیرد و پیامدهای آن نهتنها بر طول عمر، بلکه بر کیفیت زندگی و استقلال عملکردی افراد نیز اثرگذار است. در دهههای اخیر، شواهد فزایندهای نشان دادهاند که سبک زندگی سالم، بهویژه الگوهای تغذیهای و فعالیت بدنی، میتواند نقش تعیینکنندهای در کندسازی فرایندهای پیری و ارتقای طول عمر سالم ایفا کند. هدف این مقاله، ارائه یک مرور نظاممند از شواهد مولکولی تا بالینی درباره نقش تعامل تغذیه و فعالیت بدنی بهعنوان اجزای کلیدی سبک زندگی سالم در تعدیل مسیرهای زیستی پیری و بهبود کیفیت زندگی است. در این مرور نظاممند، مطالعات منتشرشده در پایگاههای معتبر علمی شامل پژوهشهای آزمایشگاهی، مطالعات حیوانی، کارآزماییهای بالینی و مطالعات اپیدمیولوژیک بررسی و تحلیل شدند. تمرکز اصلی بر مکانیسمهای مولکولی مرتبط با پیری، از جمله تنظیم متابولیسم انرژی، عملکرد میتوکندری، استرس اکسیداتیو، التهاب مزمن خفیف، مسیرهای سیگنالدهی مرتبط با انسولین و تغییرات اپیژنتیکی بود. همچنین، شواهد بالینی مربوط به تأثیر الگوهای غذایی مختلف (مانند محدودیت کالری، رژیمهای گیاهی و الگوهای مدیترانهای) و انواع فعالیت بدنی (هوازی، مقاومتی و تمرینات ترکیبی) بر عملکرد جسمانی، شناختی و روانی در جمعیتهای میانسال و سالمند مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان میدهد که تغذیه سالم و فعالیت بدنی نهتنها بهصورت مستقل، بلکه از طریق تعامل همافزا، میتوانند فرایندهای کلیدی پیری سلولی را تعدیل کرده، بروز بیماریهای مرتبط با سن را به تأخیر انداخته و کیفیت زندگی را در سطوح جسمانی، روانی و اجتماعی ارتقا دهند. این مرور تأکید میکند که رویکردهای مبتنی بر سبک زندگی سالم، بهعنوان مداخلات غیر دارویی، ظرفیت بالایی برای ترویج پیری سالم دارند و باید بهعنوان بخش جداییناپذیر از راهبردهای بهداشت عمومی و بالینی در جوامع پیرشونده مورد توجه قرار گیرند.
ارزیابی نقش رسانههای اجتماعی در ارتقای سبک زندگی سلامتمحور و تغییر رفتار: رویکرد مدیریت سلامت
هدف از این مطالعه، ارزیابی نقش رسانههای اجتماعی در ارتقای سبک زندگی سلامتمحور و تبیین سازوکار «تغییر رفتار» با رویکرد مدیریت سلامت بود. پژوهش از نوع آمیخته بوده است؛ در بخش کیفی، نمونهگیری به روش گلولهبرفی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و دادهها با رویکرد نظریه دادهبنیاد سیستماتیک (الگوی پارادایمی) و از طریق کدگذاری باز و محوری تحلیل شدند. در بخش کمی، جامعه آماری مصرفکنندگان رسانههای ورزشی بودند؛ بر اساس جدول مورگان 385 نفر برآورد شد و در نهایت 374 پرسشنامه کامل برای تحلیل استفاده گردید. یافتههای کیفی نشان داد پدیده مورد مطالعه در قالب 7 زمینه اصلی (اطلاعاتی، فرهنگی، کمپینها/جوامع آنلاین، ارتباطی، عوامل مداخلهگر، شرایط زمینهای و پیامدها) و 17 حیطه کلیدی صورتبندی میشود؛ از جمله دسترسی، نوآوری، اعتبار و صحت محتوا، انتشار/تبلیغ الگوهای رفتاری، انواع کمپینهای سیاسی–اجتماعی، آگاهیبخشی و حمایتی، نقش اینفلوئنسرها، مؤلفههای اقلیمی–جغرافیایی، فیلترینگ و دخالتهای دولت، مدیریت رسانههای اجتماعی، زیرساختهای اینترنت، هزینههای دسترسی، تغییر رفتار و نهایتاً زندگی سلامتمحور. در بخش کمی، نتایج تحلیل عاملی و مسیر نشان داد در «شرایط علی»، فرهنگ ورزشی (91/0)، راههای ارتباطی (89/0)، اطلاعات قابل دسترس و جدید (87/0) و کمپینها/جوامع آنلاین (81/0) بیشترین نقش تبیینی را دارند و در عوامل زمینهای، مدیریت رسانههای اجتماعی و زیرساختهای اینترنت (هرکدام 84/0) و هزینههای دسترسی (82/0) برجستهاند؛ همچنین در عوامل مداخلهگر، فیلترینگ (92/0) و دخالتهای دولت (86/0) بیشترین اثر را نشان دادند. نتایج آزمون مدل (SmartPLS) نشان میدهد هم روابط «سازهها با شاخصهایشان و هم روابط بین سازههای اصلی معنادارند (T84/0T> و 001/0=P). بهطور خلاصه، زیرمولفههای هر بخشِ مدل همگی معنادار شدهاند: شرایط علی: (اطلاعات قابل دسترس و جدید، فرهنگ ورزشی، کمپینها/جوامع آنلاین، راههای ارتباطی)؛ عوامل زمینهای: (مدیریت رسانههای اجتماعی، زیرساختهای اینترنت، هزینههای دسترسی)؛ عوامل مداخلهگر: (فیلترینگ، دخالتهای دولت) و عوامل زمینهای: (مدیریت رسانههای اجتماعی، زیرساختهای اینترنت، هزینههای دسترسی). پدیده محوری این پژوهش، رسانههای اجتماعی در نظر گرفته شد، راهبرد اصلی، تغییر رفتار تعریف گردید و پیامد نهایی نیز زندگی سلامتمحور گزارش شد. در بررسی روابط علّی بین سازهها، مسیرهای اصلی همگی معنادار بودند؛ بهگونهای که شرایط علّی بر پدیده محوری اثر معنادار داشت، «پدیده محوری بهصورت معنادار، راهبردها را پیشبینی کرد، عوامل زمینهای و مداخلهگر نیز بر راهبردها اثرگذار بودند و در نهایت راهبردها بهطور معنادار پیامدها را تبیین کردند. از نظر قدرت تبیین مدل (R²)، مقدار R² برای پدیده محوری 47/0، برای راهبردها 45/0 و برای پیامدها 42/0 گزارش شد و بر اساس تفسیر ارائهشده در متن، این مقادیر نشاندهنده برازش متوسط تا بالا در بخش ساختاری مدل هستند. همچنین معیار Q² بهعنوان شاخص قدرت پیشبینی معرفی شد و مقادیر 02/0 بهعنوان پیشبینی ضعیف، 15/0 بهعنوان پیشبینی متوسط و 35/0 بهعنوان پیشبینی قوی تفسیر گردید. بر این اساس، رسانههای اجتماعی، تحت تأثیر مجموعهای از عوامل علّی (مثل فرهنگ ورزشی، ارتباطات، اطلاعات و کمپینها) و در بستر شرایط زمینهای و مداخلهگر (مثل زیرساخت، مدیریت، هزینه دسترسی، فیلترینگ و دخالت دولت)، بهطور معنادار از مسیر «تغییر رفتار» میتوانند به تحقق «سبک زندگی سلامتمحور» منجر شوند.
رابطه دوز-پاسخ بین حجم فعالیت بدنی کلی، کیفیت زندگی مرتبط با سلامت و سطوح GDF-15 و MDA در بزرگسالان ۶۵ تا ۸۵ ساله
فرآیند سالمندی با کاهش کیفیت زندگی مرتبط با سلامت (HRQoL) همراه است که اغلب با افزایش نشانگرهای بیولوژیکی مانند فاکتور تمایز رشد ۱۵ (GDF-15) به عنوان نشانگر آسیبپذیری و استرس سلولی و مالوندیآلدئید (MDA) به عنوان نشانگر آسیب اکسیداتیو لیپیدی، تشدید میشود. این نشانگرها نقش کلیدی در پیشبینی زوال فیزیولوژیکی و بیماریهای مرتبط با سن ایفا میکنند. این مطالعه مشاهدهای مقطعی با هدف بررسی رابطه دوز-پاسخ بین حجم فعالیت بدنی کلی ، HRQoL و سطوح سرمی GDF-15 و MDA در بزرگسالان ۶۵ تا ۸۵ ساله انجام شد. ۲۰۰ شرکتکننده (۱۰۵ زن، ۹۵ مرد؛ میانگین سن ۲/۵ ± ۱/۷۴ سال) از جامعه سالمندان فعال در تهران انتخاب شدند. حجم تمرین هفتگی با استفاده از پرسشنامه بینالمللی فعالیت بدنی (IPAQ-SF) اندازهگیری و به سه سطح (کم <۱۵۰ دقیقه/هفته)، متوسط (۱۵۰-۳۰۰ دقیقه) و بالا ( >۳۰۰ دقیقه) تقسیم گردید. HRQoL با پرسشنامه SF-36 ارزیابی شد و مقادیر GDF-15 و MDA از طریق آزمایش خون ناشتا تعیین گردید. تحلیل آماری شامل رگرسیون خطی چندمتغیره، ANOVA بود. افزایش حجم تمرین با بهبود معنادار نمره (۰۰۱/۰ p=۴۷/۰ HRQoL (β =، کاهش سطوح GDF-15 (۰۰۱/۰ p= ۳۵/۰- (β =و MDA (۰۰۱/۰ p=۳۰/۰- (β = همراه بود. رابطه دوز-پاسخ غیرخطی بود و بیشترین بهبود در سطوح متوسط تا بالا مشاهده شد. تفاوتهای جنسیتی نیز نشان داد که زنان پاسخ بهتری به تمرین متوسط نشان میدهند. افزایش حجم فعالیت بدنی با کاهش سطوح GDF-15 و MDA (نشانگرهای آسیبپذیری سلولی و آسیب اکسیداتیو) و بهبود کیفیت زندگی مرتبط با سلامت همراه بود. این یافتهها نشاندهنده ارتباط مثبت حجم فعالیت بدنی با شاخصهای سلامت در سالمندان است و بر لزوم بررسی اثرات مداخلهای تمرین در مطالعات طولی یا آزمایشی تأکید دارد. این یافتهها بر لزوم برنامهریزی مداخلات ورزشی شخصیسازیشده برای سالمندان تأکید دارد، هرچند به دلیل انتخاب نمونه از سالمندان فعال شهری، تعمیم نتایج به سالمندان کمتحرک یا ناتوان نیازمند احتیاط است.
تأثیر مداخلات هوازی با شدت بالا و متوسط بر تنوع و عملکرد میکروبیوم روده: بررسی تغییرات Lactobacillus، Bifidobacterium و Escherichia coli در موشهای مسن
این مطالعه با هدف بررسی اثرات تمرینات هوازی با شدت بالا (۸۵-۱۰۰٪ VO2max) و متوسط (۷۰-۷۵٪VO2max) بر تنوع میکروبی (شاخصهای شانون و سیمپسون) و جمعیتLactobacillus، Bifidobacterium، و E. coli در موشهای مسن با کولیت القاشده با دکستران سولفات سدیم (DSS) انجام شد. در این مطالعه تجربی با طراحی تصادفی کنترلشده، ۳۲ موش نر ویستار (سن ۱۸ ماه) به چهار گروه (کنترل سالم، کنترل کولیت، ورزش شدت بالا، و ورزش شدت متوسط) تقسیم شدند. کولیت با DSS (۲-۳٪) به مدت ۷ روز القا شد. تمرینات هوازی ۸ هفته (۵ جلسه در هفته) روی تردمیل اجرا شد. تنوع میکروبی با توالییابی 16S rRNA و qPCR و کشت انتخابی برای Lactobacillus، Bifidobacterium، و E. coli ارزیابی شد. دادهها با ANOVA دوطرفه و آزمون t مستقل تحلیل شدند (≤p۰.۰۵). کولیت باعث کاهش شاخصهای شانون (۲.۵ ± ۰.۳) و سیمپسون (۰.۷ ± ۰.۱)، کاهش Lactobacillus و Bifidobacterium، و افزایش E. coli شد (<p ۰.۰۰۱). ورزش شدت بالا و متوسط تنوع را بهبود بخشید (شانون: ۳.۲ ± ۰.۲ و ۳.۰ ± ۰.۲) و Lactobacillus و Bifidobacterium را افزایش و E. coli را کاهش داد (<p ۰.۰۰۱). شدت بالا اثرات قویتری داشت (=p ۰.۰۴ برای Lactobacillus). تمرینات هوازی، بهویژه با شدت بالا، تنوع میکروبیوم و تعادل باکتریایی را در موشهای مسن بهبود میبخشند و میتوانند استراتژی غیر دارویی برای مدیریت التهاب روده باشند.
شناسایی عوامل روانی– اجتماعی مؤثر بر مشارکت ورزشی سالمندان: مرور نظاممند
هدف از این مطالعه شناسایی و طبقهبندی نظاممند عوامل روانی و اجتماعی مؤثر بر مشارکت سالمندان در ورزش و بررسی تعاملهای این عوامل در ابعاد فردی، اجتماعی و ساختاری بود. این مرور نظاممند بر پایه جستوجو در پایگاههای اطلاعاتی معتبر بینالمللی و داخلی با استفاده از کلیدواژههای مرتبط و معادلهای فارسی آنها. مقالات واجد معیارهای ورود انتخاب شدند و استخراج دادهها با استفاده از فرم پیشتعریفشده و تحلیل محتوای مبتنی بر چارچوب مفهومی انجام گرفت. یافته ها نشان داد که عوامل مؤثر در سه دسته اصلی جای میگیرند: الف) عوامل روانی: انگیزش، نگرش، کیفیت زندگی و سلامت روان؛ ب) عوامل اجتماعی: حمایت اجتماعی، تعاملات بینفردی، سیاستها، فناوری، محیط فیزیکی و عوامل تسهیلگر/موانع؛ ج) موانع: اقتصادی، اجتماعی و ساختاری. بر اساس تحلیل دادهها، این عوامل غالباً چندبعدی و با قابهای متداخل هستند. نتیجهگیری ابن مطالعه نشان داد که مشارکت ورزشی سالمندان بهطور همزمان تحتتاثیر عوامل روانی، اجتماعی و موانع ساختاری است و بیتوجهی به هر یک میتواند اثربخشی مداخلات را کاهش دهد. یافتهها میتواند مبنای طراحی مداخلات مبتنی بر شواهد و سیاستهای حمایتی برای افزایش نرخ مشارکت ورزشی سالمندان باشد.
تأثیر تمرینات ورزشی بر سطح فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF) در سالمندان با و بدون بیماری: مطالعه فراتحلیل
فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF) پروتئینی حیاتی برای سلامت و عملکرد نورونهاست که در سالمندان، بهویژه افراد مبتلا به بیماری، کاهش مییابد و ممکن است باعث افت شناختی شود. ورزش میتواند سطح این فاکتور را افزایش دهد. هدف این پژوهش، گردآوری و تحلیل شواهد موجود برای ارزیابی اثر تمرینات ورزشی بر میزان BDNF در سالمندان با و بدون بیماری است انجام شده است. جستوجوی سیستماتیک در پایگاههای اطلاعاتی PubMed، Web of Science، Scopus، Magiran، Irandoc، NoorMags و SID برای شناسایی مقالات منتشرشده از آغاز تا فروردین ۱۴۰۴ (آوریل ۲۰۲۵) انجام گرفت. برای محاسبه اندازه اثر، تفاوت میانگین استانداردشده (SMD) همراه با فاصله اطمینان ۹۵درصد به کمک نرمافزار CMA2 برآورد شد. ناهمگونی میان مطالعات با آزمون I² بررسی گردید و سوگیری انتشار از طریق تحلیل بصری نمودار قیفی و آزمون ایگر ارزیابی شد. همچنین کیفیت مطالعات واردشده به فراتحلیل بر اساس چکلیست پدرو مورد سنجش قرار گرفت. در مجموع 33 مطالعه (با40 مداخله تمرین ورزشی) روی 1099 آزمودنی سالمند با و بدون بیماری فراتحلیل شدند و نتایج نشان داد مداخله تمرینات ورزشی در افراد سالمند با و بدون بیماری افزایش معنادار BDNF ]001/0 P= ،(326/1 الی 444/2) 885/1 = [SMD نسبت به گروه شاهد همراه شد. نتایج فراتحلیل نشان داد که تمرینات ورزشی بهطور قابلتوجهی سطح BDNF را در سالمندان با و بدون و بیماری افزایش میدهد و این اثر نسبت به گروه کنترل معنادار است. این یافتهها تأکید میکنند که فعالیت بدنی میتواند یک راهکار مؤثر برای تقویت سلامت عصبی و شناختی در سالمندان باشد.
اثرات متمایز تمرینات هوازی و مقاومتی بر سطوح آیریزین و بیان ژنهای التهابی TGF-β، NF-κB و SIRT1 در لنفوسیتهای رودهای موشهای مسن
این مطالعه با هدف بررسی تأثیر تمرینات هوازی و مقاومتی بر سطوح آیریزین و بیان ژنهای التهابی TGF-β، NF-κB و SIRT1 در لنفوسیتهای رودهای موشهای سالمند انجام شد تا راهکارهای غیرتهاجمی برای کاهش التهاب رودهای در سالمندی مورد ارزیابی قرار گیرد. در این کارآزمایی آزمایشگاهی، 32 موش صحرایی نر مسن نژاد ویستار (18 ماهه) به چهار گروه کنترل سالم (Ct)، سالمند بدون تمرین (Aged)، سالمند با تمرین هوازی (Aero) و سالمند با تمرین مقاومتی (Res) تقسیم شدند. پروتکلهای تمرینی به مدت 8 هفته (5 روز در هفته) اجرا شدند؛ گروه هوازی با شدت متوسط (سرعت 12 متر بر دقیقه، تا 56 دقیقه) و گروه مقاومتی با وزنههای فزاینده (5% تا 40% وزن بدن، 8 صعود در جلسه) تمرین کردند. بیان ژنها با تکنیک Real-Time PCR و سطوح آیریزین با کیت ELISA اندازهگیری شد. دادهها با نرمافزار SPSS تحلیل شدند؛ از آزمون ANOVA دوطرفه برای بررسی اثرات اصلی گروهها و نوع تمرین، آزمون توکی برای مقایسههای زوجی، و آزمون t-test مستقل برای مقایسه مستقیم گروه هوازی و مقاومتی استفاده شد (p < 0.05). بیان ژن TGF-β در گروه Aged نسبت به Ct افزایش یافت (P < 0.001). اما در هر دو گروه تمرینی کاهش معنیدار نشان داد (Aero: 17%؛ Res: 22%؛ P < 0.05). بیان NF-κB نیز در گروه Aged افزایش یافت P < 0.001)) و در گروههای تمرینی کاهش یافت (Aero: 36%؛ Res: 40%؛ P < 0.001). بیان SIRT1 در گروه Aged کاهش یافت (P < 0.001) و در گروههای تمرینی افزایش یافت (Aero: 50%؛ Res: 67%؛ P < 0.001). تفاوت بین Aero و Res برای هر سه ژن معنادار نبود (P > 0.05). سطوح آیریزین در هر دو گروه تمرینی افزایش یافت، اما تفاوت بین آنها معنادار نبود (P > 0.05). تمرینات هوازی و مقاومتی میتوانند التهاب رودهای را در سالمندی کاهش داده و سلامت روده را بهبود بخشند. تمرین مقاومتی اثرات قویتری نشان داد، هرچند تفاوتها معنادار نبود. پیشنهاد میشود تمرینات مقاومتی و هوازی در برنامههای ورزشی سالمندان ادغام شوند تا اثرات ضدالتهابی بهینهای حاصل گردد.
دربارهی مجله
نشریه طول عمر هدف دارد درک علمی و کاربرد عملی استراتژیهای تمدید طول عمر و بهبود کیفیت زندگی انسان را ارتقا دهد. با انتشار تحقیقات دقیق و تحت داوری همتا، این نشریه تلاش میکند به یک پلتفرم پیشرو برای انتقال دانش در حوزههای علمی پایه، تحقیقات بالینی، بهداشت عمومی و علوم اجتماعی تبدیل شود. نشریه طول عمر به ترویج همکاریهای بین رشتهای و نوآوری برای مقابله با پیچیدگیهای پیر شدن و ترویج زندگی سالم در طول عمر متعهد است.

